شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

  نام این جزیره که امروزه بصورت هرمز نوشته می شود در دوران پیشین به صورتهای جرون ، زرون ، اوگیریس قدیم ، ارموز ، هارموزیا ، هرموز ، ارموص وهرمزیا نوشته می شد . ابن خردادبه (ابن خرداذبه ) جغرافیدان بزرگ ایران در اواسط قرن نهم میلادی از جزیره ای نزدیک هرمز کهنه موسوم [...]

راهنمایی گردشگری جزیره هرمز با سابقه ۱۰ سال فعالیت درکارهای پشتیبانی و راهنمایی کلیه تورها و اکیپ های تحقیقاتی درخدمت تمام کسانی است که خواهان بازدید از جزیره هرمز هستند. خدمات: ۱) در اختیار قرار دادن بهترین راهنماهای جزیره هرمز ۲) اسکان دادن کلیه تورها ومسافران در جزیره هرمز ۳) فراهم کردن کلیه سرویس های ایاب [...]

شروع به کار پایگاه اینترنتی درس ریاضی،دراین پایگاه میتوانیدجزوات مربوط به هر فصل از کتاب ریاضی،نمونه سوالات،بازیهای مربوطه به هر فصل و… را دریافت کنید. برای برقراری ارتباط با ما می توانید به نشانی زیر ایمیل بزنید: E-mail:alihormoz@gmail.com

بایگانی برای دسته "بخوانیم از هرمز"

اطلاعات کلی از جزیره هرمز

بدون نظر
پارک دولت

 

 

نام این جزیره که امروزه بصورت هرمز نوشته می شود در دوران پیشین به صورتهای جرون ، زرون ، اوگیریس قدیم ، ارموز ، هارموزیا ، هرموز ، ارموص وهرمزیا نوشته می شد .
ابن خردادبه (ابن خرداذبه ) جغرافیدان بزرگ ایران در اواسط قرن نهم میلادی از جزیره ای نزدیک هرمز کهنه موسوم به ارموز نام برده است .درسال ۱۳۰۰ میلادی بر اثر تهاجم سواران مغولی به هرمز کهنه پانزدهمین امیر هرمز با گروهی از مردم ابتدا به جزیره کیش و سپس به جزیره جرون ( هرمز کنونی ) مهاجرت کردند . وی در جزیره هرمز شهر جدیدی بنا نهاد و این شهر مدت دو قرن از شهرهای معروف زمان خود بود . این پادشاه نخستین شهر جدید گردید و نام اصلی جزیره را به یادگار وطن قدیم خود به هرمز مبدل ساخت . این شهر پایتحت هرمز جدید و معتبرترین مرکز تجارتی و بازرگانی خلیج فارس شد . عظمت و اعتبار آن تا استیلای پرتغالیها براین ناحیه دوام داشت آلفونسوآلبوکرک در سال ۱۵۰۷ یا ۱۵۰۸ میلادی جزیره هرمز را محاصره کرد و درهمان سال در محلی موسوم به مورونا قلعه ای بنا کرد و ارتش عثمانی به رهبری پیربیگ در سال ۱۵۵۰ میلادی حدود یک ماه این قلعه را در محاصره داشت ولی موفق به تسخیر آن نشد . درسال ۱۶۲۲ میلادی قوای ایرانیان به ( فرماندهی امام قلی خان پسر الله وردیخان ) به همراه انگلیسیها موفق شدند نیروهای پرتغالیها را از جزیره هرمز اخراج نمایند و بدینسان قلعه عظیم هرمز تسلیم شد و پرچم دولت پرتغال که مدت ۱۱۷ سال برفراز قلعه هرمز در اهتزاز بود همراه با مجسمه آلبوکرک پایین آورده شد در سال ۱۸۱۷ میلادی ویتوک که از جزیره هرمز بازدید کرد در مورد آثار و استحکامات قلاع پرتغالیها چنین ابراز نموده که به استثنای توپها که زنگ زده و فرسوده شده بودند بقیه ی تاسیسات همچنان مشخص و پایدار مانده است . در شرح مسافرت ژنرال سرپرسی مولسورت سایکس به سال ۱۸۹۳ میلادی که وی از جزیره هرمز دیدن کرده است می نویسد فعلا ًقریه ای است محقر که ۲۰۰ نفر نفوس دارد و مردمش به ماهیگیری و قاچاق اشتغال دارند. جزیره هرمز مانند صدفی با ۹/۴۱ کیلومتر مربع وسعت در فاصله ۱۰ میلی ( ۱۸ کیلومتری ) جنوب خاوری مرکز استان ( بندرعباس ) در آبهای خلیج فارس واقع شده است . این جزیره از نظر تقسیمات سیاسی استان جزو شهرستان قشم می باشد . سطح جزیره هرمز را طبقات رسوبی و آتشفشانی تشکیل داده و طبقات نمکی به صورت تپه های نمکی قسمت اعظم جزیره را پوشانده که اکثراً نمک طعام می باشد . بلندترین نقطه آن ۱۸۶ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و بزرگترین قطر آن ۸ کیلومتر است .این جزیره بین مختصات جغرافیایی ۲۵و۵۶ درجه تا ۳۱ و ۵۶ درجه طول شرقی ( از نصف النهار گرینویچ ) و ۲و۲۷ درجه تا ۶ و ۲۷ درجه عرض شمالی قرار گرفته .آب و هوای هرمز از بندرعباس ملایم تراست . درجه حرارت در فصل تابستان تا ۴۰ درجه سانتیگراد بالای صفر می رسد و میزان بارندگی آن بین ۳۰ تا ۲۰۰ میلی متر در نوسان است ، میزان رطوبت نسببی جزیره بین ۳۰ تا ۱۰۰ درصد می باشد . به دلیل نزولات جوی کم و نمکی بودن خاک و همچنین شور بودن آب جزیره هیچ نوع مرتع و گیاه در جزیره وجود ندارد . به این علت دام منطقه دچار کمبود علوفه می باشد .
imagesCAQA4O9T
تنها فعالیت غیر کشاورزی در این جزیره در معدن و ماهیگیری خلاصه می شود . آنچه صیادان بومی قادر به صید آن هستند حدود ۲۳۰۰ تن صید سالیانه می باشد که از این مقدار حدود ۱۶۰۰ تن آن میگو و بقیه را انواع ماهیهای هوور ، میش ماهی ، شیرماهی ، ساردین ، سنگسر ، شانک ، حلوا و سرخو تشکیل می دهند . استخراج و صدور خاک سرخ جزیره هرمز یکی از مهمترین منابع درآمد اهالی است . در سال ۱۳۶۵ بالغ بر ۵۸۱۲۰۰ تن از این معدن بهره برداری شده است .
imagesCA6TIIBY
نمک آبی و سنگ لاشه از دیگر معادن این جزیره است . جمعیت این جزیره ـ شهر هرمز درسال ۱۳۶۵ بالغ بر ۳۸۱۷ نفر بوده است و شهر هرمز مرکز جزیره هرمز می باشد که وسعت آن بالغ بر ۵/۱ کیلومتر مربع است . تاسیسات و اماکن مهمی که در جزیره هرمز وجود دارد به شرح ذیل می باشد :عامل فروش مواد نفتی ، درمانگاه داروخانه ،دبستان ، مدرسه راهنمایی ، دبیرستان ، مسجد ، پاسگاه ژاندارمری ، دفتر پست ، دفتر گمرکی ، منازل سازمانی و اسکله .این جزیره فاقد آب شیرین برای مصرف اهالی است و بدین لحاظ آب مشروب آنها از بندرعباس تامین می شود .در جزیره هرمز آثار بسیاری از گذشته به جای مانده است که مهمترین آنها عبارتند از : قصر بی بی گل ، برج گلک ، شهر قدیم هرمز ، الواح مقابر، زیارت خضر و الیاس ، برج ناقوس ، خرابه های قلعه پرتغالیها ، خانه زعفرانی ، مکتب خانه وقصر صورت ، پاره ای از آثار باقی مانده امروزه جز بقایای آنها بصورت انبوه مصالح ساختمانی و سنگ و … چیزی از آنها باقی نمانده است
IRANIleOrmouzVueAerienne095

دلایل چشم داشت جهانیان به هرمز هرمز قدیم

بدون نظر

هرمز قدیم

با نگاهی به تاریخ و برسی وضعیت اجتماعی زندگی مردمان در اعصار مختلف این تداعی بوجود می آیدکه اگر حاکمیتی دلسوز؛سعادتمندی مردمان را در نظر داشته باشند باتدابیر و تمهیدات هوشمندانه میتوانند کامیابی و حیات آبرومندی را به مردم هدیه نمایند.در این مبحث با پرداختی اجمالی وضعیت و شرایظ زیستی و معیشتی هرمز را مورد مداقه قرار میدهیم.

سر آرنولد ویلسون در کتاب خلیج فارس(چاپ بنگاه ترجمه و نشر کتاب ١٣۴٨ به نقل قول از ابن بطوطه در ١٣۵۵میلادی مینویسد:

شهر کهنه در کنار ساحل واقع است و بنام مغستان نیز موسوم می باشد؛ شهر جدید روبروی آن در وسط دریا واقع است و بین آن و خشکی تنگه کوچکی از آب به وسعت سه فرسخ قرار گرفته است.هرمز جدید که ما بدانجا وارد شدیم جزیره است و  جرون  پایتخت آن میباشد .شهر هرمز شهر بزرگ و قشنگی است که بازار معموری دارد و در حکم انبار تجاری هند و سند میباشد زیرا امتعه و محصولات هندوستان از آنجا به عراق و فارس و خوزستان می رود.پادشاه در همین شهر اقامت دارد و ساکنین جزیره عموما با ماهی و خرما که از بصره و عمان می آورند تغدیه مینمایند.

ایاز پانزدهمین پادشاه هرمز کهنه نخستین پادشاه شهر جدید گردید و اسم اصلی را به یادگار وطن قدیم خود به هرمز مبدل ساخت. پس از احداث و استقرار شهر تازه مدتی بین آنجا و سلاطین کیش و بحرین جنگ و نزاع بر پا بود تا بالاخره هرمز بر هر دوی آنها تفوق یافت و سلطان آن موسوم به قطب الدین در سنه ١٣٢٠ میلاد ی کیش و بحرین را به تصرف خود در آورد.

آبه رینال توصیف جامعی از اوضاع اجتماعی شهر جدید الا حداث کرده و می گوید:

هرمز پایتخت مملکت وسیعی گردید که از یکطرف قسمت اعظم خاک عربستان و از طرف دبگر کشور ایران ضمیمه آن بود. منظره این شهر در نظر تجار و مسافرین از سایر بلایاد مشرق زیباتر و مجلل تر جلوه می کرد.مردمان مختلفی از جمیع اقطار معموره عالم بدانجا آمده و امتعه و مال التجاره خود را با ادب و احترام کاملی که در هیچ یک از مراکز تجاری دیگر دنیا نظیر آن دیده نمی شود  با هم معاوضه میکنند.کف کوچه ها را با حصیر و در بعضی نقاط با قالی مفروش ساخته اند و برای جلوگیری از حرارت شدید آفتاب پرده های کتانی قشنگ در مقابل در خانه ها آویخته اند. اهالی در اطاق های خود گلدانهای چینی پر از گل و ریاحین قرار میدهند.شترهای زیاد با مشکهای پر از آب همیشه در میدان عمومی شهر حاضر هستند.شرابهای ایرانی و عطریات و انواع فواکه و ماکولات بحد وفور در اینجا یافت می شودو عالی ترین موسیقی های شرقی را در آنجا می توان شنید.خلاصه آن که تمول و ثروت و تجارت و ادب و نجابت با هم متفق شده و این شهر را مرکز سعادت و آسایش ساخته است.

-وارثمان در سنه ١۵٠٣م یعنی اندکی قبل از ورود پرتقالی ها آنجا را دیده و از توصیفی که درباره آن کرده است معلوم میشود که شهر مذکور در موقع از حیث آبادی و عمران و از جهت توسعه تجارت بمنتهی ترقی و اعتبار رسیده بوده است.مشارالیه می گوید:

در طی مسافرت خود به شهر زیبائی رسیدیم موسوم به هرمز که در جزیره واقع است و تا خشکی ١٢ میل فاصله دارد . در این شهر مروارید فراوان یافت میشود و کلیه مایحتاج زندگانی اهالی را از نواحی اطراف می آورند.گاهی متجاوز از ٣٠٠ گشتی از ممالک مختلفه بقصد تجارت بدانجا می آیند.سلطان آنجا مسلمان است و همیشه تقریبا ۴٠٠ تاجر در آنجا اقامت دارند و بتجارت ابریشم و مروارید و احجار قیمتی و ادویه و غیره مشغول ند.خوراک ساکنین آنجا اغلب برنج است.

دورات باربوسا سیاح پرتقالی که در حوالی سنه ١۵١٨ ممالک مجاور اقیانوس هند را سیاحت کرده است تفصیل جامعی راجع به اوضاع هرمز در اوایل ورود پرتقالی ها نوشته و من جمله می گوید:این شهر با آنکه چندان بزرگ نیست فوق العاده تمیز و قشنگ است و خانه های آن بلند و از سنگ و ساروج ساخته شده است و هر کدام چندین پنجره دارد.کشتی هایی که به این شهر می آیندنمکهای فراوانی راکه در روی زمین یافت می شود جمع کرده با خود می برندو به سایر نقاط می فروشند. تجار این جزیره غالبا ایرانی و عرب هستند.ایرانی ها از زن ومرد مردمانی بلند قد و خوش قیافه هستندو بدنهایی ورزیده و یسیار شکیل دارند.مدهب ایشان اسلام است و موسیقی را خوب می دانندو چندین قسم ساز مختف دارند.عربها از ایشان سیاه تر و بی قواره تر ند.در این شهر عده زیادی تاجر معتبر و با سرمایه اقامت دارد و کشتیهای بسیار بدانجا رفت وآمد می کنند.بندر گاه جزیره خیلی خوبست و انواع مال التجاره از ممالک خارجی بدانجا آمده است و با اجناس  بومی معاوضه می شود.


بررسی نامهای قدیمی مکانهای استان هرمزگان

بدون نظر

hormoz hassan (13)

معنی لفظی نامهای قدیمی بندرعباس و میناب
درسایت فرهنگسرا در باب تاریخچه شهر بندر عباس می خوانیم: “تا قبل از قرن چهارم هجری در حوالی بندرعباس فعلی، بندر و روستای کوچکی به نام «سورو» وجود داشت که جغرافیا نویسان قرن چهارم هجری قمری از آن نام برده‌اند. برخی معتقدند «شهرو» که اصطخری به عنوان «دهی کوچک بر کنار دریا» از آن نام برده، همان بندر «سورو» است. این بندر در سال نهصد و بیست و چهار هجری قمری «بندر جرون» خوانده می‌شد و دهکده‌ای کوچک بود و در روبه‌روی سواحل شمالی جزیره پراهمیت «هورموز» آن روزگار،‌ قرار داشت. در سال هزار و پانصد و چهارده، پرتغالی‌ها این دهکده کوچک را برای پیاده ‌شدن و بارگیری اجناس از خشکی انتخاب کردند. به دلیل خرچنگ زیادی که در ساحل این بندر وجود داشت، نام آن را «بندر کامارااو» یا «کامبارائو»، یعنی بندر خرچنگ گذاشتند. نام متداول بعدی؛ یعنی «گمبرون» یا «گامبرون» به احتمال زیاد از لغت پرتغالی «گامارائو» اقتباس شده است.”
بر عکس نظر فوق مسلم به نظر می رسد که هر دوی نامهای سورو و گمبرون هر دو لفظ اصل ایرانی داشته و در اصل به صورتهای “سارو-” (منسوب ساری یعنی نوعی پارچه که در سمت هندوستان تولید میشده است) و خامه-ور- رون (محل دارای پارچه و تور و ریسمان) می بوده است. این نام به ظاهر می توانست به موجود کجکی راه رونده یعنی خرچنگ اطلاق شود که پرتقالیها محتملا آن را در زبان خویش به همین معنی یا به معنی گمرک گرفته اند. نام اخیر یعنی خامه ور ون در نام بندر خمیر استان هرمزگان واقع در شمال جزیره قشم زنده مانده است . بنابراین تصادف شباهت نام پرتغالی کامبارائو/کاماراو به کلمه فارسی خم-برو و خمی-رو باعث می توانست سبب پدید آمدن نام کهن محلی نام این شهر یعنی خمبرو در معنی محل خرچنگها شده باشد. گرچه اساساً معلوم نیست که پرتقالیها نام گمبرون (خام-ور- ون) را رسماً در زبان خویش به معنی محل خرچنگ یا شهر گمرکی گرفته باشند. نام جزیره سیری را نمی توان با نام سورو محک زد معنی درست آن به سبب دور افتادگیش از سواحل ایران و شبه جزیره عربستان همان جزیره سّری و مخفی است . یونیان نام کهن بندرعباس را در لشکرکشیهای اسکندر و نیروی دریایی او سالمونت قید نموده اند که آن را نیز می توان به همین معنی جایگاه تولید پارچه ساری / ساره یا سالمو (تور، ریسمان) گرفت. نظر به کلمه ثیاب در زبان عربی که معنی جامه ها و البسه است؛ مسلم می نماید نام تیاب که آن را نام دیگری بر شهر میناب دانسته اند خود همان شهر سورو (سالمونت) عهد باستان یعنی بندر عباس کهن منظور بوده است. گرچه تیاب در معنی فارسی آن ته آب یعنی مترادف بندر (بن دریا) به بندر شهر میناب یعنی همان تیومیناب نیز اطلاق میشده است. نام تیاب بر روی روستای بندری تیاب در غرب بندر کنارک زنده مانده است. نام قدیمی میناب یعنی اورموز (اور-مو-اوس) را در زبان اکدی می توان به معنی شهر آب جاری گرفت که مترادف نام میناب (جایگاه دارای آب نیکو) است . مارکوپولو نام رود میناب را آرامیس آورده است که باید از آن همان مفهوم آرام و آرامش دهنده مراد باشد. نظر به اینکه منطقه میناب، مغستان نامیده شده است؛ لذا نام دیرین بلوچستان یعنی ماگان (منطقه جادوگران و کاهنان) از اینجا مأخوذ بوده است.
نام جرون هم به نوبه خود جای بررسی دارد چه همان طوریکه گفته شده است:”جرون نام قدیمی جزیره هرمز بود ، اما بعد از انتقال مرکز تجاری و بازرگانی هرمز قدیم (میناب) به این جزیره و ایجاد شهری بنام هرمز در این جزیره ، کم کم اسم هرمز با توجه به سابقه تاریخی آن ، جای جرون گرفته و بعنوان جزیره هرمز شهرت جهانی یافت.بعدها نام جرون به بندرگاهی که در منطقه سورو قدیم و جود داشت، اطلاق گردید.
با رونق و گسترش تجارت در جزیره هرمز بندر جرون هم رو به رشد نهاد از این بندر برای بارگیری و تخلبه کالاهای تجاری جزیره هرمز استفاده می شد .
جرون شهری است نیکو و بزرگ و دارای بازارهای خوب که بندرگاه هند و سند می باشد و مالتجاره های هندوستان از این شهر به عراق عرب و عراق عجم و خراسان حمل می شود ( به نقل از ابن بطوطه جهانگرد مراکشی ). بر گرفته از کتاب از بندر جرون تا بندر عباس ، نوشته احمد سایبانی.”
کلمه جِر در فارسی به معانی شکاف زمین و نهر کوچک است. از این مفهوم در باب نام جرون دو نوع می توان نتیجه گیری نمود. نخست اینکه از نام جر- رون (جر- ران، جر- لان) مفهوم قطعه زمین جدا شده از سرزمین و خاک اصلی یعنی جزیره اراده شده باشد. از اینکه در زبان فارسی اثر و نشانی از این مفهوم نمی بینیم؛ لذا باید آن را کنار نهاد. دوم اینکه از آن معنی ناحیه ای که در کنارهای نسبتاً مرتفع آب گودی قرار گرفته یعنی بندر (بُن در یا بُن دریا) منظور شده باشد. از سفرنامه ابن بطوطه چنین مستفاد میشود که نام جرون به همین معنی اخیر گرفته شده و به بندرگاهی درشهر سورو اطلاق گردیده است. بدیهی است که این نام بدین مفهوم می توانست بین بندرگاه شهر سورو و جزیره جرون (جزیره هرمز) مشترک بوده باشد:بدیهی است که نام جرون بدین مفهوم می توانست بین بندرگاه شهر سورو و جزیره جرون (جزیره هرمز) مشترک بوده باشد. نامهای سورو و خورموز به معنی ایرانی آنها سرخ از سوی دیگر با نام جزیره قرمز رنگ هرمز مناسب می افتند که یونانیان از آن تحت نام جزیره اریتره (سرخ) یاد نموده اند: “در نوشته ای مربوط به سال۱۱۳پ.م افسانه ای از قول یک مورخ یونانی به نام آگاتارخیدوس تاریخ نگار وجغرافی قرن دوم پیش از میلاد نقل شده است که نخستین کسی که به جزیره ای در خلیج فارس گام نهاده بود، مردی بود به نام اریتراس یا اریتره از دامداران بزرگ ایران در زمان حکومت ماد(۷۰۱یا۷۰۸تا۵۵۰پ.م). اریتره بدنبال رمه مادیان هایش که از وحشت حمله شیرهای درنده به آب زده و وارد این جزیره شده بودند با قایقی خود را به جزیره میرساندوجذب آب وهوای مطبوع زمستانه آنجا شده آنرا برای زندگی خود وخاندانش انتخلب میکند. آنها را به جزیره فرامیخواند ودر آنجا دژوبارو میسازد.اریتره به تدریج این جزیره وجزایر دیگر رامسکونی وآباد میکندوسالها بر آبهای دریای عمان وخلیخ فارس ودریای سرخ فرمان میراندودر همین جزیره هم میمیرد.ازین رو دریای پیرامون جزیره را به نام او اریتره (سرخ) نامیده اند.” (مجله هما)

.( با تشکر از آقا جواد مفرد که این مطالب را برای ما فرستاد )


چگونه پرتغالی ها حجاج ایرانی را کشتند

بدون نظر

DSC04569

چگونه پرتغالی ها حجاج ایرانی را کشتند. درماه مه سال ۱۶۷۵ میلادی ، یک واحد کوچک دریایی پرتغالی که به کنگ واقع در واقع در فاصله سه روزه هرمز برای دریافت حقوق و مالیات مورد ادعای پرتغالی ها آمده بوده ،کشتیهایی را که مسافرین ایرانی از مکه باز می آوردند ، متوقف ساخته ، و آنها را تا ماه ژوئیه معطل کرد ، در آن موقع این اشخاص بیچاره ( حجاج) که برای استخلاص از هوای موذی این حدود ، شتاب داشتند در راه گرفتار باد موسوم گشتند ، و بسیاری از آنان ، بشکلی که تعریف کردیم هلاک شدند. هنگام احساس وزش این باد موذی ، که همچون صرصر هولناک طوفان مانندی باهتزاز در می آید ، بایبستی فی الفور سر خود را پوشاند و دمر و بزمین افتاد ، و صورت را برروی خاک فشرد ، تا اینکه کولاک تمام شود ، و بقراریکه میگویند وزش آن مدت یک چهارم ساعت طول می کشد.(شرح چگونگی این بادها در همین وبلاگ است )


طوفانهای طاعونی سواحل خلیج فارس

بدون نظر

hormoz hassan (14)

طوفانهای طاعونی سواحل خلیج فارسبادهای ایران هرگز بدرجه طوفان نمیرسد ، و به ندرت هولناک می باشند ، اما در سواحل خلیج فارس صرصرهای سهمگین و مرگ آسای میوزد. این بادهای طاعونی را باد موسوم یعنی صرصر زهر آگین می خوانند ، و حتی در نقاطی که سام یئل خوانده می شود ، که از کلمات ترکی یئل بمعنی باد و سم یعنی زهر عربی ترکیب یافته ، همین همین معنی را قصد می کنند.باد سمموم فقط در فاصله ۱۵ ژوئن و ۱۵ اوت بحرکت در می آید ، که دوره شدت گرما در در ساحل خلیج فارس است این باد با زوزه سهمگین همراه استو سرخ سرخ رنگ و آتشین جلوه می کند ، و مخصوصا هنگام روز به هر که برسد همانجا خفه کرده معدومش می سازد. نتیجه شگفت انگیز این بادهای طاعونی تنها مرگ و میر ساده افراد نیست ، بلکه وضع تجزیه اجساد و قربانیان آن است. چنانکه بدون اینکه صورت و هیات ، و حتی رنگ و روی خود را از دست بدهند تحلیل می گردندبطوریکه چنان می نماید که فقط در خواب می باشند، در صورتی که مرده اند ، چنان که اگر عضور از اعضای بدن آنها را لمس کنند ، آن قطعه از بدنشان جدا شده همچنان در دست انسان باقی می ماند . در سال هزار و ششصد و چهل و هفت میلادی ، یکنفر شاطر یعنی نوکر پیاده ، بنام محمد علی که برای من کار میکرد ، هنگام مراجعت از بصره به هرمز ، در موقع وزش این باد مرگ آسا حامل یک بسته نامه بود ؛ او در سر راه خود شاطر شاطر دیگری را بروی زمین افتاده را یافت که از آشنایان وی و چون وی ، حامل نامه ای بود . محمد علی پنداشت که این آدم خوابیده است ، بازویش را کشید تا بیدار شود اما با کمال تعجب مشاهده کرد که باز همچنان در دست وی باقی ماند، و آنگاه به هر قسمت از بدن قربانی تیره بخت دست میزد دستهایش همچنان که در گرد و خاکی فرو برد ، در آن فرو میرفت.

منبع : سفرنامه شاردن


پنجمین غار نمکی دنیا در جزیره هرمز

بدون نظر

124

مقدمه:
تعداد زیادی گنبد نمکی در مناطق جنوبی ایران، در میان رشته کوههای زاگرس و از جمله در حوالی بندر عباس واقع گردیده است. قدمت نمک تشکیل دهنده این دیاپیرها بالغ بر ۵۰۰ میلیون سال است. سنگ نمک سازنده این دیاپیرها، به صورت توده های کمابیش استوانه ای شکل به قطر چندین کیلومتر، با کنار زدن سنگهای مارنی و آهکی اطراف ، از عمق حدود ۱۰ کیلومتری بالا می آیند. به واسطه شرایط خشک اقلیمی منطقه(متوسط بارندگی سالانه ۱۴۰ میلیمتر) شرایط لازم برای بقای نمک در سطح و ایجاد کارست های نمکی در بسیاری از این دیاپیرها فراهم است. در واقع این منطقه از لحاظ کثرت رخنمون های سنگ نمک و تنوع پدیده های کارست نمکی، در دنیا منحصر به فرد است.
).

غارهای نمکی، مهمترین پدیده در میان ساختارهای زیرسطحی کارست نمکی محسوب می گردد. معبرهای در حال تکامل در بسیاری از این غارهای نمکی، در حد واسط نقاط ورودی یا بلعاب ها (Ponors) تا نقاط خروجی یا برو ناب ها (Outlets)، قابل عبور است. اما سطوح قدیمی تر این غارها به دلیل پرشدگی کامل با رسوبات یا نهشته های نمکی و یا ریزش سقف، غیر قابل دسترسی است. در واقع ریزش قطعاتی از سقف غارهای نمکی امری متداول است. مقایسه عکسهای چند سال قبل با وضعیت فعلی این غارها این موضوع را کاملاً مشخص می سازد.
تاریخچه مختصر تحقیقات اکتشافی غار نمک
طی این مطالعات، ۱۹ غار نمکی که مجموع طول آنها بالغ بر۱۳۹۰۰ متر است، نقشه برداری گردیده است.همچنین موقعیت و نقشه واره(Sketch) چند ده غار نمکی دیگر این مناطق، تهیه گردیده است. (Bosak et al. ,1999; Bruthans, et al. 2002, 2005). یکی از نتایج بسیار مهم این تحقیقات، کشف دو غار از طولانی ترین غارهای نمکی جهان است. یکی از این دو غار با نام غار نمکدان ۳ (۳N) به طول ۶۵۸۰ متر به عنوان اولین غار طولانی نمکی جهان در گنبد نمکی نمکدان جزیره قشم و دیگری به نام غار دانشجو به عنوان پنجمین غار طولانی نمکی جهان در گنبد نمکی جزیره هرمز کشف و نقشه آنها تهیه شده است. یکی از محورهای عمده این تحقیقات، تمرکز در خصوص انجام سن سنجی معابر غار و تعیین تاریخچه تکامل ژئومورفولوژیکی آن است. بر اساس نتایج سن سنجی رادیوکربن، تکامل غارهای قابل دسترسی، در حدود ۶۰۰۰ سال پیش آغاز گردیده است
123

گنبدهای نمکی هرمز گنبدهای نمکی هرمز در خلیج فارس جزایر کوچکی را تشکیل می‌دهد. نمکهای هرمز در جنوب ایران ، چین‌های دوران سوم کوههای زاگرس را بدون داشتن جهت خاصی سوراخ کرده است. بطوری که در تمام موارد و محلهای ممکن از قبیل قله ، پهلو ، محور تاقدیس و ناودیس و در روی گسلها دیده می‌شود. این گنبدهای نمکی با رسوبات دوران سوم ، کرتاسه و بطور محلی با ژوراسیک دارای سطح برخورد ریاپریک است. بنابراین بطور محقق سن آنها از ژوراسیک قدیمی تر است. بطور کلی فعلا سن این تشکیلات را به پروتروزوئیک یا اینفراکامبرین نسبت می‌دهند و آن را هم ارز جانبی تشکیلات دولومیتی سلطانیه در ایران شمالی می‌دانند. به نظر می‌رسد که حرکات کوهزایی آسینتیک حداقل در شمال کرمان موجب پیدایش حوضه و یا حوضه‌هایی جهت تشکیل رسوبات نمکی هرمز گردیده است. گنبدهای نمکی هرمز در طی حرکات کوهزایی آلپ در طبقات فوقانی خود تزریق شده است. وجود گنبدهای نمکی نتیجه تزریق پلاستیکی سنگ نمک در سنگهای رسوبی اطراف است. نمک هسته گنبدهای نمکی از طبقات زیرین مشتق می‌شود. علت اساسی حرکت نمک و گنبدهای نمکی بطور دقیق معلوم نیست. عده‌ای از زمین ‌شناسان عقیده دارند که نیروهای تکتونیکی ، عامل اصلی حرکت گنبدهای نمکی است. چنانکه در رومانی ، فشارهای افقی عامل اصلی حرکت نمک و تشکیل گنبدهای نمکی است و طرز توسعه و وضع گنبدهای نمکی با محور چین خوردگیهای مهم ناحیه تطبیق می‌کند. پدیده‌های مؤید جریان و شکل پذیری نمک در گنبدهای نمکی حرکت نمک به صورت یخچال در اطراف گنبد. انحنا و گنبدی شکل شدن طبقات روی نمک در گنبدهایی که نمک آنها هنوز به سطح زمین نرسیده اند. وجود کلاهک (Cap rock) در روی گنبدهای نمکی. میادین مهم نفت و گاز در نفتگیرهای گنبدهای نمکی نفتگیرهای آمریکا. نفتگیرهای اروپا. گنبدهای نمکی ایران. حوضه رسوبی زاگرس (خلیج فارس). گنبدهای نمکی جنوب سمنان (کویر مرکزی). انواع نفتگیرهای حاصل از گنبدهای نمکی نفتگیر کلاهک گنبد نمکی در بالای ستون نمک ، کلاهک برشی از خرده سنگهای سختی که نمک از طبقات جدا نموده ، تشکیل می‌شود. این برش اگر در شرایط مناسب قرار گیرد می‌تواند محل تجمع نفت و گاز گردد. بدیهی است در این نوع نفتگیر گنبد نمکی هنوز در سطح زمین ظاهر نشده است. نفتگیرهای دامنه‌ای گنبد نمکی گنبد نمکی از شروع حرکت ، طبقات فوقانی را خم نموده و سپس آنها را شکسته و شیبی در خلاف جهت حرکت ستون نمک به آنها می‌دهد. این لایه‌های شیب دار در فراشیب به ستون نمک که نفوذ ناپذیر است ختم می‌شوند. اگر این لایه‌ها دارای توالی مناسبی از سنگ مخزن و سنگ پوششی بوده و نفت نیز در منطقه تولید شده باشد، ممکن است کانسار نفت بطور قابل توجهی در دامنه گنبد نمکی تشکیل شود. نفتگیر فوق کلاهک (Super Car trap) اگر گنبد نمکی به سطح زمین برسد ممکن است باعث انحنا طبقات فوقانی شده و نفتگیرهای تاقدیسی گنبدی شکلی را ایجاد نماید که می‌تواند در رده نفتگیرهای تاقدیسی هم قرار گیرد. میدان نفتی دمام در عربستان سعودی نمونه‌ای از این نوع نفتگیر است.

20061010029


هرمز در سفر نامه ابن بطوطه

بدون نظر

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

:سپس مسافرت کردم از شهرهای هرمز و هرمز شهری است بر ساحل دریا و آن را مغستان هم مینامند (مقصود میناب کنونی

) ومقابل آن دریا هرمز جدید است که بین این دو سه فرسخ راه است و رسیدم به هرمز جدید وآن جزیره ایست که شهر انرا جرون خوانده می شود وآن شهری است زیبا و بزرگ ودارای بازارهای مملو از کالا ومردم مرسی وهند وسند است و از آنجا کالای تجارتی هند به عراقین وفارس وخراسان حمل میگردد و در این شهر سلطان ساکن است واین جزیره راه یک روز است واکثر آن شوره زار است و کوههای نمکی وآن نمک چرکین است واز ان نمک درست می کنند. ایرانیها برای زینت درست کرده اند مناره هائی که چراغ بر آن می گذارند.

آن چشمه های آب نیست و حوضهای از ساروج ساخته شده وآب باران در آن ذخیره می کردند دیده می شده و آن در نزدیکی شهر است (منظور همان برکه های آب است) می آورند با خیک پر از آب می کنند و در پشت خود حمل ممی نمایند تا دریا وآب می دهند قایقها وسفینهای کوچک را همچنان به خوراکشان ماهی و خمایست که از بصره وعمان برای آنها می آورند آب در این جزیره قیمتی است ودر شهر از از این آب ها می آورند. از عجایبی که دیدم سر ماهی بود که بر در مسجد جامع شهر بین مسجد و بازار نصب کرده بودند که سوراخهای دو چشم آن همچنان دو در بود که از یک در داخل و از در دیگر خارج می شدند ودر جزیره ملاقات می نمودند.

…ادامه دارد.


جزیره هرمز

بدون نظر

هرمز

جزیره هرمز مانند صدفی با۴۲ کیلومتر مربع وسعت در فاصله ۱۰ میلی شهر بندر عباس و در میان خلیج فارس قرار گرفته است.سطح جزیره هرمز را طبقات سازندههای رسوبی وآتشفشانی تشکیل داده است وطبقات نمکی نیز به صورت تپه های قسمت اعظم جزیره را پوشانده اند واکثر از جنس نمک طعام می باشند .بتند ترین نقطه آن ۱۸۶متر از سطح دریا ارتفاع دارد و بزرگترین قطر آن۸کیاومتر است.

استخراج و صدور خاک سرخ جزیره هرمز یکی از مهمترین منابع در آمد اهالی است .نمک آبی و سنگ لاشه از دیگر معادن این جزیره است .


ضربالمثلهای هرمز

بدون نظر

hormoz 104

کاغور و زاغور

این ضرب المثل بیشتر بین ماهیگیران رواج دارد و نشانگر صبوریت است

این ضرب المثل می گوید که ماهیگیری صبر لازم دارد وتنها آدمهای صبور

می توانند خوب صید کنند البته این ضرب المثل در موارد مشابه نیز کار برد

دارد یکی از ضرب المثل هایی که تا اندازه ای همین مفهوم را بیان می کند

این ضرب المثل است که “گر صبر کنی زغوره حلوا سازی ”
برگردان کلمات بومی به فارسی :
کاغور: قلاب ماهی گیری (در این جا به ماهی گیری اطلاق می شود )
زاغور : آدم صبور و شکیبا (در این جا به ماهیگیر صبور اطلاق می شود )


قلعه پرتغالیهای هرمز

بدون نظر

hormoz 124

این قعله که در ظلع شمالی جزیره هرمز و در ساحل دریا قرار دارد. مهمترین باقی مانده از روزگار تسلط پرتغالیها بر سواحل و جزایر خلیج فارس است. این قله به فرمان آلفونسوآلبوکرک دریا نورد پرتغالی در سال ۱۵۷۰ میلادی در محلی موسوم به مورنا احداث شد.قله به شکل چند ضلعی نا منظم است. ساختمان ان بسیار مستحکم است وو دیوارهای به قطر ۵/۳ متر با چند برج به ارتفاع ۱۲ متر دارد.تاسیسات قلعه شامل آب انبار .کلیسا .برجهای دیدبانی. زندان. اتاق فرماندهی واتاق هایی با سقف هلالی است.در زمان شاه عباس که به استعمار پرتغالیها در ایران داده شد این قلعه به دست امام قلی خان از سرداران شاه عباس فتح گردید.